| يادداشت های بنگولی |
|
| PersianBlog | Free Templates | Blogs List | |
باور کن هیچ کاری باهات نداشتم
فقط می خواستم ببینمت و ازت بپرسم چرا
همین
ولی خوب نتونستم
خیلی سعی کردم پیدات کنم
اما نشد، شاید اطلاعاتم کافی نبود
تقصیر من چیه؟!
تو باختی... اینو باور کن
اگه توی آینه چشماتو خوب نگاه کنی خودتم میفهمی
| لینک |
...
برای آخرین بار برگشت
آخرین نگاه به پشت سر
ولی آنقدر درو شده بود که حتی سوسوی ستاره ای هم به چشم نمی امد
...
| لینک |
خسته
آشفته
سرگردان
...
خط بطلان کشیدن بر زمان با مداد قرمز
خط بطلان کشیدن بر هر چه که بوی گذار میدهد
حتی بر صف پرندگان مهاجر
| لینک |
حالا دارم میفهمم
که چه جوری آدما کم کم
خندیدین رو فراموش میکنن
زنده بودن رو فراموش میکنن
حالا دارم میفهمم که آدما چه جوری کم کم بزرگ میشن...
| لینک |
اسم تو آدمه، اسم منم آدم
این شباهت اسمی آزارم میده
ترجیح میدادم گورخر باشم ولی با تو هم اسم نباشم
| لینک |

